فعل
شخم زدن (با دستگاه کارست)
معانی و تعاریف karsten:
- (زمینشناسی) فرسایش یافتن یا شکل گرفتن به صورت کارستی (توسط آب، به ویژه در سنگهای آهکی)
جملات نمونه برای karsten:
''Karsten'' ist das erste Hacken im Weinberg, das die Unkräuter entfernt.
شخم زدن اولین مرحله در تاکستان است که علفهای هرز را از بین میبرد.
Das Kalkgestein karstet über Jahrmillionen hinweg.
سنگ آهک در طول میلیونها سال کارستی میشود.
In dieser Region hat das Gebirge stark gekarstet und Höhlen gebildet.
در این منطقه، کوهستان به شدت کارستی شده و غارهایی را تشکیل داده است.