karsten
شخم زدن (با دستگاه کارست)
Beispiele
- Karsten'' ist das erste Hacken im Weinberg, das die Unkräuter entfernt.شخم زدن اولین مرحله در تاکستان است که علفهای هرز را از بین میبرد.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
(زمینشناسی) فرسایش یافتن یا شکل گرفتن به صورت کارستی (توسط آب، به ویژه در سنگهای آهکی)
- Das Kalkgestein karstet über Jahrmillionen hinweg.سنگ آهک در طول میلیونها سال کارستی میشود.
- In dieser Region hat das Gebirge stark gekarstet und Höhlen gebildet.در این منطقه، کوهستان به شدت کارستی شده و غارهایی را تشکیل داده است.