abkarten

Aussprache: /ˈapˌkaʁtn̩/
Worttrennung: ab·kar·ten
فعل

تبانی کردن، زیرپوستی هماهنگ کردن، از پیش برنامه‌ریزی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas abkarten)

مخفیانه و از پیش برای رسیدن به یک هدف خاص، معمولاً ناعادلانه یا غیرقانونی، توافق کردن یا برنامه‌ریزی کردن.

  • Die beiden Politiker hatten das Ergebnis der Wahl abgekartet.آن دو سیاستمدار نتیجه انتخابات را از پیش تعیین کرده بودند.
  • Es scheint, als ob dieser Deal abgekartet war.به نظر می‌رسد که این معامله از پیش توافق شده بود.