kartoffelig

Aussprache: /kaʁˈtɔfəlɪç/
Worttrennung: kar·tof·fe·lig
صفت

سیب‌زمینی‌مانند (از نظر طعم یا بافت)

Bedeutungen

1

شبیه سیب‌زمینی از نظر طعم، بافت یا ظاهر؛ اغلب برای توصیف غذاها یا مواد غذایی که طعمی شبیه سیب‌زمینی دارند یا بافت نرم و پودری شبیه سیب‌زمینی پخته دارند.

  • Die Suppe hatte eine seltsam kartoffelige Konsistenz.سوپ قوام عجیبی شبیه سیب‌زمینی داشت.
  • Dieses Brot hat einen leicht kartoffeligen Geschmack, der mir gut gefällt.این نان طعم کمی سیب‌زمینی‌مانند دارد که من آن را دوست دارم.
  • Die Textur des Kuchens war unerwartet kartoffelig, fast wie Kartoffelpüree.بافت کیک به طور غیرمنتظره‌ای سیب‌زمینی‌مانند بود، تقریباً شبیه پوره سیب‌زمینی.