kartoffelig
سیبزمینیمانند (از نظر طعم یا بافت)
Bedeutungen
1
شبیه سیبزمینی از نظر طعم، بافت یا ظاهر؛ اغلب برای توصیف غذاها یا مواد غذایی که طعمی شبیه سیبزمینی دارند یا بافت نرم و پودری شبیه سیبزمینی پخته دارند.
- Die Suppe hatte eine seltsam kartoffelige Konsistenz.سوپ قوام عجیبی شبیه سیبزمینی داشت.
- Dieses Brot hat einen leicht kartoffeligen Geschmack, der mir gut gefällt.این نان طعم کمی سیبزمینیمانند دارد که من آن را دوست دارم.
- Die Textur des Kuchens war unerwartet kartoffelig, fast wie Kartoffelpüree.بافت کیک به طور غیرمنتظرهای سیبزمینیمانند بود، تقریباً شبیه پوره سیبزمینی.