karzinomatös
سرطانی، کارسینوماتوز
Bedeutungen
1
مربوط به کارسینوم، نوعی سرطان که از سلولهای اپیتلیال منشأ میگیرد؛ توصیف کننده وضعیت سرطانی.
- Die Biopsie ergab einen karzinomatösen Befund.نمونهبرداری نتیجهای کارسینوماتوز را نشان داد.
- Der Tumor zeigte eine karzinomatöse Ausbreitung.تومور گسترش کارسینوماتوز را نشان داد.
- Die Ärzte untersuchten die karzinomatösen Läsionen.پزشکان ضایعات کارسینوماتوز را بررسی کردند.