karzinomatös

Aussprache: /kaʁtsinoˌmaˈtøːs/
Worttrennung: ka·r·zi·no·ma·tös
صفت

سرطانی، کارسینوماتوز

Bedeutungen

1

مربوط به کارسینوم، نوعی سرطان که از سلول‌های اپیتلیال منشأ می‌گیرد؛ توصیف کننده وضعیت سرطانی.

  • Die Biopsie ergab einen karzinomatösen Befund.نمونه‌برداری نتیجه‌ای کارسینوماتوز را نشان داد.
  • Der Tumor zeigte eine karzinomatöse Ausbreitung.تومور گسترش کارسینوماتوز را نشان داد.
  • Die Ärzte untersuchten die karzinomatösen Läsionen.پزشکان ضایعات کارسینوماتوز را بررسی کردند.