kaskadieren
آبشاری مرتب کردن، به صورت پلهای چیدن
Bedeutungen
1
(intransitiv)
آبشارگونه جاری شدن، آبشارگونه پخش شدن (فیزیکی)
- Das Wasser kaskadiert über die Felsen.آب از روی صخرهها آبشارگونه جاری میشود.
- Die Lichter kaskadierten über die Fassade des Gebäudes.نورها به صورت آبشاری روی نمای ساختمان پخش شدند.
2
(intransitiv)
(مجازی) آبشاری کردن، به صورت آبشاری گسترش یافتن (اطلاعات، اثرات)
- Die Informationen kaskadieren durch das Netzwerk.اطلاعات به صورت آبشاری در شبکه گسترش مییابند.
- Ein Fehler in einem System kann zu kaskadierenden Ausfällen führen.یک خطا در یک سیستم میتواند منجر به خرابیهای آبشاری شود.