kassiberten
نامه مخفیانه فرستادند
Bedeutungen
1
Akkusativ
دریافت کردن پول نقد در صندوق فروشگاه یا محل کسب؛ حساب کردن و دریافت مبلغ از مشتری.
- Die Kassiererin kassibierte die Einkäufe des Kunden zügig ab.صندوقدار به سرعت خریدهای مشتری را حساب کرد و پول را دریافت نمود.
- Er musste den ganzen Nachmittag an der Kasse sitzen und kassibieren.او مجبور بود تمام بعد از ظهر را پشت صندوق بنشیند و پول دریافت کند.