abkassieren
پول گرفتن، حساب کردن، (به ناحق) پول زیاد گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abkassieren)
پول یا مبلغی را از کسی دریافت کردن، تسویه حساب کردن.
- Der Kellner hat die Rechnung schon abkassiert.پیشخدمت صورتحساب را قبلاً دریافت کرده است.
- Der Verkäufer kassiert den Betrag sofort ab.فروشنده بلافاصله مبلغ را دریافت میکند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas abkassieren)
به صورت غیرقانونی یا ناعادلانه از کسی پول گرفتن، اخاذی کردن (عامیانه).
- Die Betrüger haben den Leuten viel Geld abkassiert.کلاهبرداران پول زیادی از مردم گرفتند.
- Er hat für die einfache Reparatur viel zu viel abkassiert.او برای تعمیر ساده خیلی بیشتر از حد پول گرفت.