einkassieren

Aussprache: /ˈaɪ̯nkaˌsiːʁən/
Worttrennung: ein·kas·sie·ren
فعل

دریافت کردن (پول)، جمع کردن، ضبط کردن، متحمل شدن (شکست)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas einkassieren)

پول، بدهی، هزینه یا مبلغی را جمع‌آوری، وصول یا دریافت کردن.

  • Der Laden kassiert die Zahlung sofort nach Erhalt der Ware ein.مغازه بلافاصله پس از دریافت کالا، وجه را دریافت می‌کند.
  • Der Staat kassiert Steuern von seinen Bürgern ein.دولت از شهروندانش مالیات دریافت می‌کند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas einkassieren)

چیزی را به عنوان جریمه، به دلیل تخلف یا به عنوان غرامت، ضبط، توقیف یا مصادره کردن.

  • Die Polizei kassierte die illegalen Waren ein.پلیس کالاهای غیرقانونی را ضبط کرد.
  • Das Gericht hat sein Vermögen eingekassiert.دادگاه اموال او را مصادره کرد.
3 Akkusativ (e.g., eine Niederlage einkassieren)

به صورت عامیانه، شکست، ضربه، انتقاد یا نتیجه منفی را متحمل شدن یا پذیرفتن.

  • Die Mannschaft musste eine schmerzhafte Niederlage einkassieren.تیم مجبور شد شکستی دردناک را متحمل شود.
  • Er hat viel Kritik für seine Entscheidung eingekassiert.او انتقادات زیادی را به خاطر تصمیمش پذیرفت.