einkassieren
دریافت کردن (پول)، جمع کردن، ضبط کردن، متحمل شدن (شکست)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas einkassieren)
پول، بدهی، هزینه یا مبلغی را جمعآوری، وصول یا دریافت کردن.
- Der Laden kassiert die Zahlung sofort nach Erhalt der Ware ein.مغازه بلافاصله پس از دریافت کالا، وجه را دریافت میکند.
- Der Staat kassiert Steuern von seinen Bürgern ein.دولت از شهروندانش مالیات دریافت میکند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas einkassieren)
چیزی را به عنوان جریمه، به دلیل تخلف یا به عنوان غرامت، ضبط، توقیف یا مصادره کردن.
- Die Polizei kassierte die illegalen Waren ein.پلیس کالاهای غیرقانونی را ضبط کرد.
- Das Gericht hat sein Vermögen eingekassiert.دادگاه اموال او را مصادره کرد.
3
Akkusativ (e.g., eine Niederlage einkassieren)
به صورت عامیانه، شکست، ضربه، انتقاد یا نتیجه منفی را متحمل شدن یا پذیرفتن.
- Die Mannschaft musste eine schmerzhafte Niederlage einkassieren.تیم مجبور شد شکستی دردناک را متحمل شود.
- Er hat viel Kritik für seine Entscheidung eingekassiert.او انتقادات زیادی را به خاطر تصمیمش پذیرفت.