kastrieren
اختی کردن، عقیم کردن
Beispiele
- Der Arzt ''hat'' die Katze und den Kater ''kastriert.پکتر گربه نر و ماده را اخته کرد.
- Gefangene werden ''kastriert'', so berichten Augenzeugen, als Zielscheiben benutzt, lebendig verbrannt.به گفته شاهدان عینی، زندانیان اخته میشوند، به عنوان سبیل هدف قرار میگیرند و زنده زنده سوزانده میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(حیوانات یا انسان) اخته کردن، عقیم کردن.
- Der Tierarzt kastrierte die Katze.دامپزشک گربه را اخته کرد.
- In einigen Kulturen wurden Männer kastriert, um als Eunuchen zu dienen.در برخی فرهنگها، مردان برای خدمت به عنوان خواجه اخته میشدند.
2
Akkusativ
(مجازی) چیزی را تضعیف کردن، از قدرت یا اثربخشی آن کاستن.
- Die neuen Regeln kastrieren die Autonomie der Abteilungen.قوانین جدید استقلال بخشها را تضعیف میکنند.
- Man hat versucht, seine Ideen zu kastrieren.آنها سعی کردند ایدههای او را بیاثر کنند.