katakombenhaft

Aussprache: /katakomˈbanfhaft/
Worttrennung: ka·ta·kom·ben·haft
صفت

شبیه به دخمه، غارمانند، تاریک و تنگ

Bedeutungen

1

شبیه به دخمه یا غار؛ معمولاً برای توصیف مکان‌هایی که تاریک، مرطوب، تنگ و وهم‌آور هستند به کار می‌رود.

  • Die alten Kellergewölbe wirkten fast katakombenhaft.طاق‌های قدیمی زیرزمین تقریباً شبیه دخمه به نظر می‌رسیدند.
  • Der Tunnel war eng und hatte eine katakombenhafte Atmosphäre.تونل تنگ بود و فضایی غارمانند داشت.
  • Wir mussten durch einen katakombenhaften Gang kriechen.ما مجبور بودیم از یک راهرو دخمه‌مانند بخزیم.