katzbuckeln

Aussprache: /ˈkatsˌbʊkl̩n/
Wortzerlegung: katz·bu·ckeln
فعل

تملق گفتن، چاپلوسی کردن، خود را خوار کردن

Beispiele

  • Bei günstiger Gelegenheit würde er wieder obenauf sein und dann denen diktieren, vor denen er jetzt ''katzbuckeln'' mußte.در فرصت مناسب، او دوباره برتری می‌یافت و سپس به کسانی که اکنون مجبور بود برایشان چاپلوسی کند، دیکته می‌کرد.

Bedeutungen

1 vor + Dativ

با چاپلوسی و تملق خود را کوچک کردن و به کسی احترام بیش از حد گذاشتن.

  • Er katzbuckelt vor seinem Chef, um befördert zu werden.او برای ترفیع گرفتن جلوی رئیسش چاپلوسی می‌کند.
  • Man sollte nicht vor jedem katzbuckeln.نباید جلوی هر کسی چاپلوسی کرد.
2 (intransitiv)

به طور کلی رفتار خاضعانه و متملقانه داشتن.

  • Es ist widerlich, wie er immer katzbuckelt.تهوع‌آور است که او همیشه چقدر چاپلوسی می‌کند.
  • Sie weigerte sich, zu katzbuckeln, um ihren Job zu behalten.او از چاپلوسی کردن برای حفظ شغلش خودداری کرد.