weiterkauen

Aussprache: /ˈvaɪ̯tɐˌkaʊ̯ən/
Worttrennung: wei·ter·kau·en
فعل

به جویدن ادامه دادن

Bedeutungen

1 transitiv (Akkusativ) / intransitiv

به جویدن ادامه دادن؛ نشخوار کردن (برای حیوانات)

  • Das Kind kaute seinen Kaugummi ununterbrochen weiter.کودک آدامسش را بی‌وقفه جوید.
  • Die Kuh kaute auf der Weide weiter.گاو در چراگاه به نشخوار کردن ادامه داد.
2 an + Dativ

(مجازی) به فکر کردن یا بحث کردن درباره چیزی ادامه دادن، چیزی را نشخوار کردن (به معنای تکرار مکرر یک موضوع)

  • Sie kaute immer noch an der alten Geschichte weiter.او هنوز داشت به آن داستان قدیمی فکر می‌کرد (آن را نشخوار می‌کرد).
  • Wir müssen dieses Problem nicht ewig weiterkauen.ما نباید این مشکل را تا ابد نشخوار کنیم (درباره‌اش بحث کنیم).