zusammenkauern
خود را جمع کردن، در خود فرو رفتن، چمباتمه زدن
Bedeutungen
1
sich + (optional: vor + Dativ / aus + Dativ)
خود را به صورت یک توپ کوچک جمع کردن یا چمباتمه زدن، معمولاً از ترس، سرما یا ناراحتی.
- Das kleine Kind kauerte sich vor Angst auf dem Boden zusammen.کودک خردسال از ترس روی زمین خود را جمع کرد و چمباتمه زد.
- Er kauerte sich aus dem kalten Wind zusammen.او از باد سرد خود را جمع کرد و در خود فرو رفت.