wegkaufen
پیشدستی کردن در خرید، از چنگ کسی درآوردن
Bedeutungen
1
Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)
چیزی یا کسی (مثل بازیکن/کارمند) را سریعتر خریدن تا خریدار دیگر نتواند آن را به دست آورد.
- Der reiche Sammler kaufte dem Museum das wertvolle Gemälde weg.مجموعهدار ثروتمند تابلو ارزشمند را از چنگ موزه درآورد.
- Der Konkurrent hat uns den besten Kandidaten weggeschnappt.رقیب بهترین نامزد را از چنگ ما درآورد.