kaufmännisch
بازرگانی، تجاری، مربوط به کسب و کار
Bedeutungen
1
مربوط به امور بازرگانی، تجارت، خرید و فروش، حسابداری و مدیریت کسب و کار.
- Er hat eine kaufmännische Ausbildung abgeschlossen.او یک دوره آموزشی بازرگانی را به پایان رسانده است.
- Die kaufmännische Leitung des Unternehmens ist für die Finanzen zuständig.مدیریت بازرگانی شرکت مسئول امور مالی است.
- Wir suchen jemanden mit kaufmännischem Sachverstand.ما به دنبال فردی با دانش تخصصی بازرگانی هستیم.