kaufsüchtig

Aussprache: /ˈkaʊ̯fˌzʏçtɪç/
Worttrennung: kaufsüch·tig
صفت

معتاد به خرید

Bedeutungen

1

داشتن تمایل شدید و غیرقابل کنترل به خرید کردن، حتی زمانی که نیازی به خرید نیست یا توانایی مالی آن وجود ندارد.

  • Sie ist kaufsüchtig und gibt ihr ganzes Gehalt für Kleidung aus.او به خرید معتاد است و تمام حقوقش را صرف لباس می‌کند.
  • Kaufsüchtige Menschen fühlen oft eine Leere, die sie durch Einkaufen zu füllen versuchen.افراد معتاد به خرید اغلب احساس خلاء می‌کنند که سعی در پر کردن آن با خرید دارند.
  • Online-Shopping kann das Risiko erhöhen, kaufsüchtig zu werden.خرید آنلاین می‌تواند خطر معتاد شدن به خرید را افزایش دهد.