قید
به سختی، تقریباً اصلاً، به ندرت
جملات نمونه برای kaum:
Er kann ''kaum'' lesen.
او به سختی میتواند بخواند.
„Der Umriss des Kontinents ist ''kaum'' gegliedert, die Küstenlinie hat nur wenige Inseln, Halbinseln und Meeresbuchten.“
«طرح کلی قاره به سختی ساختاریافته است، خط ساحلی جزایر، شبهجزایر و خلیجهای بسیار کمی دارد.»