kauterisieren
سوزاندن (با حرارت یا مواد شیمیایی)، داغ کردن
Beispiele
- Bei Karies werden die betroffene Stelle und das Zahninnere mit einem glühenden Eisen ''kauterisiert,'' also verbrannt.در پوسیدگی دندان، ناحیه آسیب دیده و داخل دندان با یک آهن گداخته 'سوزانده' یا داغ میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
در پزشکی، با استفاده از حرارت، مواد شیمیایی یا جریان الکتریکی، بافت را سوزاندن یا از بین بردن (مثلاً برای بند آوردن خونریزی یا برداشتن بافت غیرطبیعی).
- Der Arzt musste die Wunde kauterisieren, um die Blutung zu stoppen.پزشک مجبور شد زخم را کوتر کند تا خونریزی را متوقف کند.
- Bei bestimmten Operationen wird Gewebe kauterisiert, um es zu entfernen.در برخی جراحیها، بافت برای برداشتن آن کوتر میشود.