kegelschieben

Aussprache: /ˈkeːɡl̩ˌʃiːbn̩/
Wortzerlegung: ke·gel·schie·ben
Wort

بولینگ بازی کردن (نوعی بازی با توپ و پین)

Bedeutungen

1 بدون مفعول

بازی کگل یا بولینگ انجام دادن؛ توپ را به سمت پین‌ها پرتاب کردن.

  • Am Wochenende gehen wir oft kegelschieben.آخر هفته‌ها اغلب به بولینگ می‌رویم.
  • Er hat schon als Kind gerne gekegelschoben.او از کودکی دوست داشت کگل بازی کند.