فعل
شیار زدن، ناودانی کردن، تراشیدن ناودان، ذبح کردن (حلقوم بریدن)
معانی و تعاریف kehlen:
- در چوب، سنگ یا مواد دیگر شیار یا گودی ایجاد کردن.
- (قدیمی، خشن) گلوی کسی را بریدن.
جملات نمونه برای kehlen:
Wenn man eine Leiste ''kehlen'' möchte, sollte man als Ausgangsstück eine möglichst gerade Latte auswählen.
اگر بخواهید یک نبشی را شیار بزنید، بهتر است از یک تخته صاف به عنوان قطعه اولیه استفاده کنید.
Die Heringe wurden ''gekehlt'' und dann gleich an Bord in Salz eingelegt.
شاهماهیها را ذبح کرده و بلافاصله روی عرشه در نمک خواباندند.
Der Schreiner kehlt die Leisten für die Wandverkleidung.
نجار، نوارهای چوبی را برای روکش دیوار شیار میزند.