kehlständig

Aussprache: /ˈkeːlˌʃtɛndɪç/
Worttrennung: kehl·stän·dig
صفت

مربوط به گلوگاه، در ناحیه گلو

Bedeutungen

1

واقع در ناحیه گلو یا مربوط به آن؛ اغلب در زمینه‌های پزشکی یا تشریحی استفاده می‌شود.

  • Der Arzt untersuchte die kehlständige Schwellung.پزشک تورم ناحیه گلو را معاینه کرد.
  • Es gibt verschiedene kehlständige Organe, die für die Stimmbildung wichtig sind.اندام‌های مختلفی در ناحیه گلو وجود دارند که برای تولید صدا مهم هستند.
  • Die Operation konzentrierte sich auf die Entfernung des kehlständigen Tumors.جراحی بر برداشتن تومور ناحیه گلو متمرکز بود.