wiederkehren
بازگشتن، دوباره برگشتن، عود کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
بازگشتن به مکانی که از آنجا آمدهاید یا مکانی که قبلاً در آن بودهاید.
- Nach dem Urlaub kehrten sie in ihre Heimatstadt zurück.آنها پس از تعطیلات به شهر خود بازگشتند.
- Der Vogel kehrt im Frühling wieder.پرنده در بهار دوباره بازمیگردد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
عود کردن یا تکرار شدن یک وضعیت، مشکل، بیماری یا احساس ناخوشایند.
- Leider ist die Krankheit wiedergekehrt.متأسفانه بیماری دوباره عود کرده است.
- Die alten Ängste kehrten bei ihm wieder.ترسهای قدیمی در او دوباره بازگشتند.