einkehren

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌkeːrən/
Worttrennung: ein·keh·ren
فعل

اقامت کردن، توقف کردن، آرام گرفتن

Bedeutungen

1 intransitiv (oft mit in + Akkusativ)

در مهمانخانه، رستوران یا کافه‌ای توقف کردن و غذا خوردن/نوشیدن، استراحت کردن.

  • Wir kehrten in einem kleinen Gasthaus ein, um zu Mittag zu essen.ما برای صرف ناهار در یک مهمانخانه کوچک توقف کردیم.
  • Nach der langen Wanderung kehrten sie in eine Berghütte ein.پس از پیاده‌روی طولانی، آنها در یک کلبه کوهستانی اقامت کردند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

بازگشتن، دوباره برقرار شدن (معمولاً برای آرامش، سکوت، صلح یا احساسات).

  • Nach dem Sturm kehrte endlich Ruhe ein.پس از طوفان، سرانجام آرامش برقرار شد.
  • In sein Leben kehrte wieder Freude ein.شادی دوباره به زندگی او بازگشت.