einkehren
اقامت کردن، توقف کردن، آرام گرفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (oft mit in + Akkusativ)
در مهمانخانه، رستوران یا کافهای توقف کردن و غذا خوردن/نوشیدن، استراحت کردن.
- Wir kehrten in einem kleinen Gasthaus ein, um zu Mittag zu essen.ما برای صرف ناهار در یک مهمانخانه کوچک توقف کردیم.
- Nach der langen Wanderung kehrten sie in eine Berghütte ein.پس از پیادهروی طولانی، آنها در یک کلبه کوهستانی اقامت کردند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
بازگشتن، دوباره برقرار شدن (معمولاً برای آرامش، سکوت، صلح یا احساسات).
- Nach dem Sturm kehrte endlich Ruhe ein.پس از طوفان، سرانجام آرامش برقرار شد.
- In sein Leben kehrte wieder Freude ein.شادی دوباره به زندگی او بازگشت.