umkehren

Aussprache: /ˈʊmˌkeːrən/
Worttrennung: um·keh·ren
فعل

برگشتن، تغییر جهت دادن، معکوس کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

برگشتن از مسیری، دور زدن یا تغییر جهت دادن (خود شخص یا وسیله نقلیه).

  • Wir mussten wegen des Unwetters umkehren.ما مجبور شدیم به دلیل هوای نامساعد برگردیم.
  • Der Bus kehrte an der nächsten Kreuzung um.اتوبوس در تقاطع بعدی دور زد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas umkehren)

برگرداندن، معکوس کردن یا تغییر دادن یک روند، وضعیت یا نتیجه.

  • Die Regierung versucht, den negativen Trend umzukehren.دولت تلاش می‌کند روند منفی را معکوس کند.
  • Es ist schwer, das Ergebnis nach so langer Zeit umzukehren.برگرداندن نتیجه پس از این همه مدت دشوار است.