wiederkehren

Aussprache: /ˈviːdɐˌkeːʁən/
Worttrennung: wie·der·keh·ren
فعل

بازگشتن، دوباره برگشتن، عود کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

بازگشتن به مکانی که از آنجا آمده‌اید یا مکانی که قبلاً در آن بوده‌اید.

  • Nach dem Urlaub kehrten sie in ihre Heimatstadt zurück.آنها پس از تعطیلات به شهر خود بازگشتند.
  • Der Vogel kehrt im Frühling wieder.پرنده در بهار دوباره بازمی‌گردد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

عود کردن یا تکرار شدن یک وضعیت، مشکل، بیماری یا احساس ناخوشایند.

  • Leider ist die Krankheit wiedergekehrt.متأسفانه بیماری دوباره عود کرده است.
  • Die alten Ängste kehrten bei ihm wieder.ترس‌های قدیمی در او دوباره بازگشتند.