kehren
جارو کردن، تمیز کردن، چرخاندن
Beispiele
- Wir sollten mal den Bürgersteig ''kehren.ما باید پیادهرو را جارو کنیم.
- Man muss sein Inneres nicht immer nach außen ''kehren.انسان نباید همیشه درون خود را به بیرون برگرداند (ظاهرسازی کند).
- Er ''kehrte'' seine Geldbörse mit der Öffnung nach unten.او کیف پولش را با دهانه رو به پایین چرخاند.
- Und so ''kehrte'' ich der DDR den Rücken.و به این ترتیب من به آلمان شرقی پشت کردم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با جارو کردن، کثیفیها را از روی زمین یا سطح دیگری جمع کردن.
- Sie kehrt jeden Morgen die Küche.او هر روز صبح آشپزخانه را جارو میکند.
- Bitte kehre den Hof sauber.لطفاً حیاط را تمیز جارو کن.
2
zu + Dativ
به سمت چیزی چرخیدن یا برگشتن.
- Er kehrte sich zur Tür.او به سمت در چرخید.
- Der Wind kehrt sich.باد تغییر جهت میدهد.
3
sich + um + Akkusativ (oft negativ)
به چیزی اهمیت دادن یا توجه کردن (اغلب در جملات منفی و رسمی).
- Er kehrt sich nicht um die Meinung anderer.او به نظر دیگران اهمیت نمیدهد.
- Kehr dich nicht an das Gerede der Leute.به حرف مردم توجه نکن.