kehren

Aussprache: /ˈkeːʁən/
Wortzerlegung: keh·ren
فعل

جارو کردن، تمیز کردن، چرخاندن

Beispiele

  • Wir sollten mal den Bürgersteig ''kehren.ما باید پیاده‌رو را جارو کنیم.
  • Man muss sein Inneres nicht immer nach außen ''kehren.انسان نباید همیشه درون خود را به بیرون برگرداند (ظاهرسازی کند).
  • Er ''kehrte'' seine Geldbörse mit der Öffnung nach unten.او کیف پولش را با دهانه رو به پایین چرخاند.
  • Und so ''kehrte'' ich der DDR den Rücken.و به این ترتیب من به آلمان شرقی پشت کردم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با جارو کردن، کثیفی‌ها را از روی زمین یا سطح دیگری جمع کردن.

  • Sie kehrt jeden Morgen die Küche.او هر روز صبح آشپزخانه را جارو می‌کند.
  • Bitte kehre den Hof sauber.لطفاً حیاط را تمیز جارو کن.
2 zu + Dativ

به سمت چیزی چرخیدن یا برگشتن.

  • Er kehrte sich zur Tür.او به سمت در چرخید.
  • Der Wind kehrt sich.باد تغییر جهت می‌دهد.
3 sich + um + Akkusativ (oft negativ)

به چیزی اهمیت دادن یا توجه کردن (اغلب در جملات منفی و رسمی).

  • Er kehrt sich nicht um die Meinung anderer.او به نظر دیگران اهمیت نمی‌دهد.
  • Kehr dich nicht an das Gerede der Leute.به حرف مردم توجه نکن.