umkehren
برگشتن، تغییر جهت دادن، معکوس کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
برگشتن از مسیری، دور زدن یا تغییر جهت دادن (خود شخص یا وسیله نقلیه).
- Wir mussten wegen des Unwetters umkehren.ما مجبور شدیم به دلیل هوای نامساعد برگردیم.
- Der Bus kehrte an der nächsten Kreuzung um.اتوبوس در تقاطع بعدی دور زد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas umkehren)
برگرداندن، معکوس کردن یا تغییر دادن یک روند، وضعیت یا نتیجه.
- Die Regierung versucht, den negativen Trend umzukehren.دولت تلاش میکند روند منفی را معکوس کند.
- Es ist schwer, das Ergebnis nach so langer Zeit umzukehren.برگرداندن نتیجه پس از این همه مدت دشوار است.