keifen
غر زدن، جیغ و داد کردن، دعوا و فحاشی کردن
Beispiele
- Jemanden schimpfend und ''keifend'' zu Hause erwarten.کسی را در خانه با غر زدن و دعوا کردن منتظر ماند.
Bedeutungen
1
intransitiv
با صدای بلند و تند، اغلب با عصبانیت، غرغر کردن یا دعوا کردن.
- Die Nachbarin keifte über den Lärm der Kinder.همسایه از سر و صدای بچهها غرغر میکرد.
- Sie begann zu keifen, als sie sah, was passiert war.وقتی دید چه اتفاقی افتاده، شروع به غرغر کردن کرد.