keifen

Aussprache: /ˈkaɪ̯fn̩/
Wortzerlegung: kei·fen
فعل

غر زدن، جیغ و داد کردن، دعوا و فحاشی کردن

Beispiele

  • Jemanden schimpfend und ''keifend'' zu Hause erwarten.کسی را در خانه با غر زدن و دعوا کردن منتظر ماند.

Bedeutungen

1 intransitiv

با صدای بلند و تند، اغلب با عصبانیت، غرغر کردن یا دعوا کردن.

  • Die Nachbarin keifte über den Lärm der Kinder.همسایه از سر و صدای بچه‌ها غرغر می‌کرد.
  • Sie begann zu keifen, als sie sah, was passiert war.وقتی دید چه اتفاقی افتاده، شروع به غرغر کردن کرد.