keilförmig
گُوهایشکل، گُوهای
Bedeutungen
1
دارای شکلی شبیه به گوه، معمولاً باریک در یک انتها و پهنتر در انتهای دیگر.
- Der Keil war keilförmig, um das Holz zu spalten.گوه، گُوهایشکل بود تا چوب را بشکافد.
- Die Felsen ragten keilförmig aus dem Meer.صخرهها به صورت گُوهای از دریا بیرون زده بودند.
- Er benutzte ein keilförmiges Werkzeug, um die Tür zu öffnen.او از ابزاری گُوهایشکل برای باز کردن در استفاده کرد.