keilförmig

Aussprache: /ˈkaɪ̯lˌfœʁmɪç/
Worttrennung: keil·för·mig
صفت

گُوه‌ای‌شکل، گُوه‌ای

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به گوه، معمولاً باریک در یک انتها و پهن‌تر در انتهای دیگر.

  • Der Keil war keilförmig, um das Holz zu spalten.گوه، گُوه‌ای‌شکل بود تا چوب را بشکافد.
  • Die Felsen ragten keilförmig aus dem Meer.صخره‌ها به صورت گُوه‌ای از دریا بیرون زده بودند.
  • Er benutzte ein keilförmiges Werkzeug, um die Tür zu öffnen.او از ابزاری گُوه‌ای‌شکل برای باز کردن در استفاده کرد.