keilten

Aussprache: /ˈkaɪ̯ltn̩/
Wortzerlegung: keil·ten
Konjugierte Form

گوه کردند، میخ کردند

Bedeutungen

1 Akkusativ

شکافتن یا جدا کردن چیزی با استفاده از ابزار گوه مانند یا به صورت زاویه‌دار؛ همچنین به معنای درگیری یا مبارزه شدید و پرخاشگرانه.

  • Der Zimmermann musste das Holz mit einem Keil keilten, um es zu spalten.نجار مجبور بود چوب را با یک گوه بشکافد تا آن را از هم جدا کند.
  • Die beiden Kontrahenten keilten sich nach der hitzigen Debatte fast körperlich.دو طرف پس از مناظره داغ، تقریباً به صورت فیزیکی با هم درگیر شدند.