keilten
گوه کردند، میخ کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
شکافتن یا جدا کردن چیزی با استفاده از ابزار گوه مانند یا به صورت زاویهدار؛ همچنین به معنای درگیری یا مبارزه شدید و پرخاشگرانه.
- Der Zimmermann musste das Holz mit einem Keil keilten, um es zu spalten.نجار مجبور بود چوب را با یک گوه بشکافد تا آن را از هم جدا کند.
- Die beiden Kontrahenten keilten sich nach der hitzigen Debatte fast körperlich.دو طرف پس از مناظره داغ، تقریباً به صورت فیزیکی با هم درگیر شدند.