kein Krösus sein
ثروتمند نبودن، پولدار نبودن
Bedeutungen
1
به معنای نداشتن ثروت زیاد یا پول فراوان؛ فقیر یا متوسط بودن.
- Wir würden gerne öfter in den Urlaub fahren, aber wir sind eben kein Krösus.ما دوست داریم بیشتر به تعطیلات برویم، اما خب ثروتمند نیستیم.
- Er kann sich dieses teure Auto nicht leisten, er ist ja kein Krösus.او نمیتواند این ماشین گرانقیمت را بخرد، او که پولدار نیست.
- Als Student muss man sparsam sein, man ist ja kein Krösus.به عنوان دانشجو باید صرفهجو بود، آدم که ثروتمند نیست.