keine Aktien in etwas haben
علاقهای به چیزی نداشتن، درگیر چیزی نبودن، به چیزی ربطی نداشتن
Bedeutungen
1
عدم علاقه، دخالت یا مسئولیت در مورد یک موضوع یا موقعیت خاص.
- Ich habe keine Aktien darin, wer das Rennen gewinnt.من علاقهای ندارم که چه کسی در مسابقه برنده میشود.
- Das ist dein Problem, ich habe keine Aktien darin.این مشکل توست، من به آن ربطی ندارم.
- Er hat keine Aktien in dieser Firma, er arbeitet nur dort.او سهامی در این شرکت ندارد، فقط آنجا کار میکند.