keinen Abgang finden
نمیتواند برود، نمیتواند محل را ترک کند
Bedeutungen
1
ناتوانی در ترک کردن یک مکان یا موقعیت، اغلب به دلیل احساس تعلق، عدم تمایل به رفتن، یا موانع دیگر.
- Die Aussicht war so schön, dass wir keinen Abgang finden konnten.منظره آنقدر زیبا بود که نمیتوانستیم محل را ترک کنیم.
- Er ist so in seine Arbeit vertieft, dass er keinen Abgang findet.او آنقدر در کارش غرق شده است که نمیتواند آن را رها کند.
- Das Fest war so lustig, dass wir keinen Abgang finden wollten.جشن آنقدر سرگرمکننده بود که نمیخواستیم آنجا را ترک کنیم.