keinen Bock haben
حوصله نداشتن، میل نداشتن
Bedeutungen
1
عدم تمایل یا علاقه به انجام کاری، نداشتن حوصله یا انگیزه.
- Ich habe heute wirklich keinen Bock auf Hausaufgaben.من امروز واقعاً حوصله مشق ندارم.
- Er hatte keinen Bock, mit ins Kino zu gehen.او حوصله نداشت با ما به سینما بیاید.
- Wenn du keinen Bock hast, musst du es nicht machen.اگر حوصله نداری، مجبور نیستی آن را انجام دهی.