keinen Finger krumm machen
دست به سیاه و سفید نزدن، هیچ کاری نکردن، تنبلی کردن
Bedeutungen
1
به معنای انجام ندادن هیچ کاری، حتی کوچکترین تلاشی نکردن برای کمک یا انجام وظیفه.
- Er saß nur auf dem Sofa und hat keinen Finger krumm gemacht, während wir das ganze Haus aufgeräumt haben.او فقط روی مبل نشسته بود و کوچکترین حرکتی نکرد، در حالی که ما کل خانه را مرتب میکردیم.
- Obwohl sie Hilfe brauchten, wollte mein Bruder keinen Finger krumm machen.با اینکه به کمک نیاز داشتند، برادرم نمیخواست هیچ کاری انجام دهد.
- Der Chef erwartet, dass alle mithelfen, und nicht, dass jemand keinen Finger krumm macht.رئیس انتظار دارد همه کمک کنند و نه اینکه کسی هیچ کاری نکند.