keinen Plan haben

Aussprache: /ˈkaɪ̯nən plaːn ˈhaːbn̩/
Worttrennung: kei·nen ·Plan ha·ben
اصطلاح

هیچ ایده‌ای نداشتن، چیزی نفهمیدن، گیج بودن

Bedeutungen

1

به معنای نداشتن هیچ‌گونه اطلاعات، ایده یا درکی از یک موضوع یا موقعیت. اغلب در مکالمات غیررسمی برای بیان ندانستن یا گیج بودن به کار می‌رود.

  • Ich habe wirklich keinen Plan, wie ich diese Aufgabe lösen soll.من واقعاً هیچ ایده‌ای ندارم که چطور باید این وظیفه را حل کنم.
  • Sie fragte mich nach dem Weg, aber ich hatte keinen Plan und konnte ihr nicht helfen.او از من آدرس را پرسید، اما من چیزی نمی‌دانستم و نتوانستم به او کمک کنم.
  • Er hat schon wieder seinen Schlüssel vergessen. Er hat echt keinen Plan.او دوباره کلیدش را فراموش کرده است. او واقعاً حواسش پرت است.