keinen blassen Dunst haben
اصلاً سر در نیاوردن، هیچ چیزی ندانستن
Bedeutungen
1
به معنای نداشتن هیچگونه اطلاعات، دانش یا درک در مورد یک موضوع یا موقعیت خاص است. این اصطلاح نشاندهنده جهل کامل است.
- Ich habe keinen blassen Dunst, wie man dieses komplizierte Gerät bedient.من اصلاً سر در نمیآورم که چگونه این دستگاه پیچیده را کار بیندازم.
- Sie fragte mich nach dem Grund, aber ich hatte keinen blassen Dunst.او دلیلش را از من پرسید، اما من هیچ ایدهای نداشتم.
- Er redet viel, aber ich habe keinen blassen Dunst, was er eigentlich will.او زیاد حرف میزند، اما من اصلاً نمیدانم او واقعاً چه میخواهد.