kellnern
پیشخدمتی کردن، گارسونی کردن
Beispiele
- Jens ''kellnert'' jedes Wochenende, um sein Germanistikstudium zu finanzieren.ینس هر آخر هفته پیشخدمتی میکند تا هزینه تحصیل آلمانیاش را تأمین کند.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
به عنوان گارسون یا پیشخدمت در رستوران، کافه یا بار کار کردن.
- Während seines Studiums hat er gekellnert, um Geld zu verdienen.او در دوران دانشجوییاش گارسونی میکرد تا پول دربیاورد.
- Sie kellnert seit fünf Jahren in diesem Restaurant.او پنج سال است که در این رستوران گارسونی میکند.