kellnern

Aussprache: /ˈkɛlnɐn/
Wortzerlegung: kell·nern
فعل

پیشخدمتی کردن، گارسونی کردن

Beispiele

  • Jens ''kellnert'' jedes Wochenende, um sein Germanistikstudium zu finanzieren.ینس هر آخر هفته پیشخدمتی می‌کند تا هزینه تحصیل آلمانی‌اش را تأمین کند.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

به عنوان گارسون یا پیشخدمت در رستوران، کافه یا بار کار کردن.

  • Während seines Studiums hat er gekellnert, um Geld zu verdienen.او در دوران دانشجویی‌اش گارسونی می‌کرد تا پول دربیاورد.
  • Sie kellnert seit fünf Jahren in diesem Restaurant.او پنج سال است که در این رستوران گارسونی می‌کند.