kennen

Aussprache: /ˈkɛnən/
Wortzerlegung: ken·nen
فعل

شناختن، بلد بودن، آشنایی داشتن

Bedeutungen

1 jemanden/etwas (Akkusativ) kennen

با کسی، مکانی یا چیزی آشنا بودن و درباره آن شناخت یا اطلاعات قبلی داشتن

  • Ich kenne diesen Mann nicht.من این مرد را نمی‌شناسم.
  • Kennst du Berlin?آیا برلین را می‌شناسی؟
2 etwas (Akkusativ) kennen

دانستن، بلدی یا مهارت در مورد واژگان، قوانین، موضوعات یا جزئیات خاص

  • Sie kennt viele deutsche Wörter.او کلمات آلمانی زیادی بلد است.
  • Er kennt die Regeln des Spiels sehr gut.او قوانین بازی را خیلی خوب می‌شناسد (بلد است).