ankennen
از ظاهر کسی متوجه شدن، بر بروز دادن چیزی
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) ankennen / sich (Dativ) nichts ankennen lassen
از ظاهر، لحن یا رفتار کسی به احساس، حالت یا منشأ او پی بردن (بیشتر در عبارات منفی مثل 'نشان ندادن')
- Er war sehr traurig, aber er ließ sich nichts ankennen.او بسیار غمگین بود، اما هیچ چیزی به روی خودش نیاورد (اجازه نداد از ظاهرش متوجه شوند).
- Man kennt ihm seine Herkunft sofort an.آدم فوراً از ظاهرش پی به اصالت و تبار او میبرد.