فعل
شیار انداختن، بریدن، علامت گذاشتن
معانی و تعاریف kerben:
- شیار انداختن، بریدگی ایجاد کردن (در چوب، فلز یا سطح دیگر)
- (مجازی) اثری عمیق بر جای گذاشتن، حک شدن (در حافظه، روح)
جملات نمونه برای kerben:
Als Gedächtnisstütze wurde das Holz ''gekerbt''.
برای کمک به حافظه، چوب شیاردار شد.
Er kerbte ein Zeichen in den Baumstamm.
او علامتی روی تنه درخت ایجاد کرد.
Das Messer hat den Tisch gekerbt.
چاقو روی میز شیار انداخته است.