kernen

Aussprache: /ˈkɛrnən/
Wortzerlegung: ker·nen
فعل

هسته‌گیری کردن، مغز کردن، جوهر چیزی را نشان دادن

Beispiele

  • Es ''kernte'' sich letztlich nichts konkret Fassbares heraus.در نهایت هیچ چیز مشخص و قابل لمسی از آن بیرون نیامد.
  • Wir ''kernen'' Haselnüsse, um damit Plätzchen zu backen.ما هسته فندق‌ها را جدا می‌کنیم تا با آن‌ها شیرینی درست کنیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

هسته میوه یا دانه را جدا کردن؛ مغز چیزی را درآوردن.

  • Sie kernt die Kirschen für den Kuchen.او گیلاس‌ها را برای کیک هسته می‌گیرد.
  • Der Koch kernt die Äpfel, bevor er sie schneidet.آشپز سیب‌ها را قبل از بریدن هسته می‌گیرد.