keuchen

Aussprache: /ˈkɔɪ̯çn̩/
Wortzerlegung: keu·chen
فعل

نفس‌نفس زدن، با صدای بلند و به سختی نفس کشیدن

Beispiele

  • Als er endlich über Wasser war, ''keuchte'' er noch lange.وقتی بالاخره از آب بیرون آمد، هنوز برای مدتی طولانی «نفس‌نفس می‌زد».

Bedeutungen

1 (ohne Objekt)

به سختی و با صدای بلند نفس کشیدن، معمولاً پس از فعالیت بدنی شدید یا به دلیل بیماری.

  • Nach dem langen Lauf kam er keuchend ins Ziel.بعد از دویدن طولانی، او نفس‌نفس‌زنان به خط پایان رسید.
  • Der alte Mann keuchte die Treppe hinauf.مرد پیر نفس‌نفس‌زنان از پله‌ها بالا رفت.