keuchen
نفسنفس زدن، با صدای بلند و به سختی نفس کشیدن
Beispiele
- Als er endlich über Wasser war, ''keuchte'' er noch lange.وقتی بالاخره از آب بیرون آمد، هنوز برای مدتی طولانی «نفسنفس میزد».
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
به سختی و با صدای بلند نفس کشیدن، معمولاً پس از فعالیت بدنی شدید یا به دلیل بیماری.
- Nach dem langen Lauf kam er keuchend ins Ziel.بعد از دویدن طولانی، او نفسنفسزنان به خط پایان رسید.
- Der alte Mann keuchte die Treppe hinauf.مرد پیر نفسنفسزنان از پلهها بالا رفت.