keulen

Aussprache: /ˈkɔɪ̯lən/
Wortzerlegung: keu·len
فعل

(به دلیل بیماری) کشتار جمعی دام‌ها؛ (عامیانه، وقیحانه) خودارضایی کردن (معمولاً مرد)

Bedeutungen

1 Akkusativ

با چماق یا شیء سنگین دیگری ضربه زدن (معمولاً به حیوانات).

  • Der Jäger keulte das verletzte Tier.شکارچی حیوان زخمی را با چماق زد.
  • Früher keulte man Fische, um sie zu betäuben.قبلاً ماهی‌ها را با چماق می‌زدند تا بیهوش شوند.
2 gegen + Akkusativ

به شدت و بی‌رحمانه از کسی یا چیزی انتقاد کردن (محاوره).

  • Die Presse keulte gegen die neue Regierung.مطبوعات به شدت علیه دولت جدید انتقاد کردند.
  • Er keulte in seiner Rede gegen die Korruption.او در سخنرانی خود به شدت علیه فساد انتقاد کرد.