keulen
(به دلیل بیماری) کشتار جمعی دامها؛ (عامیانه، وقیحانه) خودارضایی کردن (معمولاً مرد)
Bedeutungen
1
Akkusativ
با چماق یا شیء سنگین دیگری ضربه زدن (معمولاً به حیوانات).
- Der Jäger keulte das verletzte Tier.شکارچی حیوان زخمی را با چماق زد.
- Früher keulte man Fische, um sie zu betäuben.قبلاً ماهیها را با چماق میزدند تا بیهوش شوند.
2
gegen + Akkusativ
به شدت و بیرحمانه از کسی یا چیزی انتقاد کردن (محاوره).
- Die Presse keulte gegen die neue Regierung.مطبوعات به شدت علیه دولت جدید انتقاد کردند.
- Er keulte in seiner Rede gegen die Korruption.او در سخنرانی خود به شدت علیه فساد انتقاد کرد.