فعل
ریز خندیدن، پوزخند زدن، ریزریز خندیدن
معانی و تعاریف kichern:
- به آرامی و با صدای کوتاه خندیدن، اغلب به دلیل خجالت، شیطنت یا پنهانکاری.
- به دلیل چیزی یا درباره چیزی ریز خندیدن.
جملات نمونه برای kichern:
Meine Tochter ''kichert,'' wenn ich sie kitzele.
دخترم وقتی قلقلکش میدهم، ریزریز میخندد.
„Nach dem vierten Wodka ''kichern'' wir wie zwei Teenager.“
«بعد از چهارمین ودکا، مثل دو نوجوان ریزریز میخندیدیم.»
Die Mädchen kicherten über den Witz des Lehrers.
دخترها به جوک معلم ریز خندیدند.