herumkichern
ریز ریز خندیدن، قاه قاه خندیدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به آرامی و اغلب به صورت پنهانی یا در جمع خندیدن، معمولاً به دلیل چیزی خندهدار یا خجالتآور.
- Die Schüler kicherten herum, als der Lehrer den Raum betrat.دانشآموزان وقتی معلم وارد کلاس شد، ریز ریز میخندیدند.
- Sie saßen in der Ecke und kicherten herum, weil sie einen Witz gehört hatten.آنها در گوشهای نشسته بودند و ریز ریز میخندیدند، چون جوکی شنیده بودند.